تبليغاتX
بانوی بهشت






























بانوی بهشت

فاطمه زهرا (س)

 

میلاد با سعادت منجی عالم بشریت، برپاکننده قسط و عدل

منتقم خون حسین(ع)، حضرت ولیعصر، امام زمان،

مهدی موعود (عج) بر عموم شیعیان جهان مبارک باد .

 

مولاي من سلام............

مولای من! از تو می خوانم ، و تو را می جویم ای آرزوی دیرینه من...

دفتر عشق را گشودنش سهل است اما بستنش را کس نتواند...

سال هاست برای تو مینوسم ،
 
از تو و عشق تو، از تو و هر آنچه متعلق به توست...

دلم میخواهد تک تک واژه های شعرم تو را بسرایند و از تو بگویند...
 
آری برای تو می نویسد دوباره، منتظری چشم براه دوخته.......
 
دلش را عشق و امید تو افروخته...

ولی دوباره روز موعود فرا رسید نیم شعبان و چراغانی هاااا
 
نیمه شعبان و چشم های پر از انتظار نیمه شعبان و غمی دیرینه....
 
نیمه شعبان و حرف هایی ناگفته ام باتو...

 


آمده ام اینجا به بهانه روز میلادت برایت بنویسم....
 
از تو و برای توتا کمی دلم آرام گیرد....

ميدانم که تنها من نيستم که از شرار اين عشق مي سوزم

ميدانم که تنها من نيستم که ناگفته ها با تو دارم

ميلادت بهانه اي شد تا دفتري از بغض احساس باز شود

دفتري که همه عاشقانت ، همه منتظرانت

همه کساني که عشق تو زخمه بر تارو پود دلشان مي زند
 
و انتظار ظهورت حسرتي ديرينه در عمق وجودشان شده

عقده هاي مانده در گلويشان

حرفهاي مانده در گنجينه سربه مهر قلبشان را با تو بگويند

و تو اي عاشق بي قرار،

اي منتظر مسافر سبز پوش جاده هاي نور
دلت می خواهد به امام زمان چه بنویسی؟
 
آیا دردهائی برای بازگو کردن داری؟
 
آیا فکر می کنی برای ظهورش آماده هستی؟

چه حرفهائی برای گفتن داری که تاکنون در کنج دلت ،

پنهانش کرده بودي و و نتوانسته ای به کسی بگوئی؟
 
پس روز میلادش را بهانه ایی کن و برایش بنویس....
 
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 12:13 توسط سید وحید14،نماز عشق14|

 
 
سالروز ولادت با سعادت فرخ لقای نگارخانه
 
 عاشورا، حضرت علی اکبر(علیه السلام) و
 
روز جوان خجسته باد.

 


نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم تیر 1390ساعت 19:29 توسط سید وحید14،نماز عشق14|

 

حضرت جواد الائمّه، امام محمّد تقى صلوات اللّه علیه حكایت فرماید: روزى پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله توسّط سلمان فارسى رضوان اللّه تعالى علیه پیامى براى حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها فرستاد.

سلمان گوید: همین كه جلوى در منزل آن مخدّره رسیدم، ایستادم و سلام كردم؛ سپس متوجّه شدم كه حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها مشغول قرائت قرآن است و آهسته آیات قرآن را بر لب زمزمه مى نماید.

و دیدم كه سنگ آسیاب بدون آن كه دست حضرت روى آن باشد، در حال چرخش و دور زدن است و كسى را نزد حضرتش نیافتم .

برگشتم نزد رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و عرضه داشتم : یا رسول اللّه ! جریان مهمّ و عظیمى را مشاهده كردم !!

حضرت فرمود: آنچه را دیدى بیان كن؟

گفتم : همین كه جلوى در منزل دخترت ، فاطمه سلام اللّه علیها رسیدم و سلام كردم ، متوجّه شدم كه وى آهسته قرآن مى خواند و سنگ آسیاب مى چرخید و كسى را هم نزد او نیافتم .

پس حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله تبسّمى نمود و اظهار داشت : اى سلمان ! خداوند قلب دخترم ، فاطمه را سرشار از ایمان نموده است، او تمام وجودش ایمان و یقین مى باشد و غرق در طاعت و عبادت پروردگار گشته بود.

لذا خداوند متعال فرشته اى را به نام روفائیل رحمت فرستاده است تا وى را كمك نماید.

و همان فرشته بوده است كه سنگ آسیاب را براى دخترم فاطمه ، مى چرخانیده است .

و سپس افزود: بدان كه خداوند مهربان تمام امور دنیا و آخرت فاطمه را كفایت خواهد نمود.

نوشته شده در جمعه هفدهم تیر 1390ساعت 23:40 توسط سید وحید14،نماز عشق14|

سلام بر شعبان و اعيادش ،سلام بر حسين و عباسش

سلام بر سجاد و سجودش ،سلام بر شعبان و علي اکبر جوانش

سلام بر نيمه شعبان وميلاد مولودش

حلول ماه شعبان و مواليد فرخنده اين ماه پرفضليت

بر مومنان مبارک باد

بر شیر خدا و نسل شیرش صلوات
بر فاطمه و پور دلیرش صلوات


میلاد حسین است و ابافضل و علی
بر شاه و ولیعهد و وزیرش صلوات

دو ماه از دو افق در دو شب تجلّی کرد
یکی شهنشه دوران، یکی امیر سپاهش

دو گوهر از دو صدف از دو بحر گشت نمایان
یکی چراغ هدایت، یکی معین و گواهش

یکی حسین و یکی ناصر حسین، ابوالفضل
که جان خویش به کربلا بداد به راهش

سه نور آمد به عالم پر ز احساس
معطر هر سه از عطر گل یاس

سه نور تابناک آسمانی
حسین بن علی ، سجاد و عباس


ای دلنواز قاری قرآن خوش آمدی
در بیت وحی با لب خندان خوش آمدی

ای العطش، ترانه ی قبل از ولادتت
مادر فدات با لب عطشان خوش آمدی


 

نوشته شده در سه شنبه چهاردهم تیر 1390ساعت 1:46 توسط سید وحید14،نماز عشق14|

مرحوم صدوق از ابن‏عباس روايت مشروحى نقل كرده كه پيامبر (ص) در آن، از ستمهائى كه به اهل‏بيت (ع) مى‏شود خبر داده است، از جمله از مطالب آن روايت اين است كه فرموده:

امّا دخترم فاطمه (س)، او سرور بانوان دو جهان از اوّلين و آخرين است، او پاره‏ى تن من، و نور چشم من، و ميوه‏ى دل من و روح من است كه در وجود من مى‏باشد، او حوراء انسيّه است، چون در محراب عبادت خود در پيشگاه خدا به عبادت پردازد، نور او، براى فرشتگان آسمان مى‏درخشد، چنانكه نور ستارگان براى اهل زمين مى‏درخشد، خداوند به فرشتگانش مى‏فرمايد:

«اى فرشتگان من، كنيز مرا كه سرور كنيزان من است، بنگريد كه در پيشگاه من براى عبادت ايستاده، مشاهده كنيد كه چگونه از خوف من، اندامش مى‏لرزد و با همه‏ى قلبش به عبادت من رو آورده است، شما را گواه مى‏گيرم كه من: شيعيان او را از آتش، ايمن ساختم. (يا گواهى مى‏دهم نزد شما، كه شيعيان او را از آتش دوزخ ايمن ساختم).

مؤلّف گويد: پيامبر (ص) بعد از اين گفتار فرمود: من هرگاه فاطمه (س) را مى‏نگرم به ياد حوادث و مصائبى مى‏افتم كه بعد از من بر او وارد مى‏گردد، گوئى مى‏نگرم كه پريشانى وارد خانه‏ى او شده، و به او بى‏احترامى مى‏شود، و حقّش غصب مى‏گردد، و از دستيابى به ارزش بازداشته مى‏شود، و پهلويش شكسته مى‏شود و فرزندش سقط مى‏گردد، او ندا مى‏كند:

يا مُحَمَّداهُ! جوابى نمى‏شنود يارى مى‏طلبد ولى كسى او را يارى نمى‏كند، همواره بعد از من محزون و غمگين و گريان است، گاهى بياد مى‏آورد كه وحى از خانه‏اش قطع شده، و زمانى بياد مى‏آورد كه به فراق من مبتلا گشته، و نيمه‏هاى شب وحشت‏زده مى‏شود از اين رو كه صداى قرآن مرا هنگام نماز شب، همواره مى‏شنيد، ولى اينك نمى‏شنود، سپس خود را پس از آنكه در دوران پدر، عزيز مى‏يافت، پريشان و غمزده مى‏يابد، در اين هنگام خداوند، فرشتگان را مونس او مى‏سازد، فرشتگان با او همسخن مى‏شوند چنانكه با حضرت مريم همسخن مى‏شدند، و فرشتگان خطاب به او مى‏گويند:


يا فاطِمَةُ اِنَّ اللَّهَ اِصْطَفاكِ وَ طَهَّرَك وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِينَ، يا فاطِمَةُ اُقْنُتِى لِرَبِّكِ، وَاسْجُدِى وَارْكَعِى مَعَ الرّاكِعينَ.

«اى فاطمه! خداوند ترا اختيار كرد و برگزيد و پاك ساخت و بر همه‏ى بانوان جهانيان، ممتاز نمود، اى فاطمه! خداى خود را عبادت و سجده كن و با راكعان درگاه خدا، ركوع بجاى آورد». سپس گوئى مى‏بينم كه او دردمند و بيمار شده، و نياز به پرستار دارد، خداوند حضرت مريم دختر عمران را به پرستارى او مى‏فرستد، تا از او پرستارى كند، در آن وقت با خدا چنين راز و نياز مى‏كند:

«خدايا از زندگى سير و خسته شده‏ام و از دنياپرستان افسرده گشته‏ام، مرا به پدرم ملحق كن». خداوند او را به من ملحق مى‏سازد، او نخستين فرد از اهل‏بيت من است در حالى كه محزون و غمگين است و حقش غصب شده، و او را كشته‏اند، به من مى‏پيوندد، در اين هنگام به خدا عرض مى‏كنم: «خدايا كسانى را كه به او ظلم كردند، از رحمت خود دور كن، و آنان را كه حق او را غصب كردند، مجازات فرما، و آنان را كه او را پريشان نمودند، خوار نما، و آنان را كه به پهلوى او ضربت زدند و كودك او را سقط نمودند، در آتش دوزخ، مخلّد كن».
در اين هنگام، فرشتگان مى‏گويند: آمين: «خدايا به استجابت برسان».

نوشته شده در شنبه یازدهم تیر 1390ساعت 23:17 توسط سید وحید14،نماز عشق14|

shameeشهادت جانگداز هفتمين کوکب تابناک آسمان امامتshamee

shameeو ولايت به پیشگاه آقا امام زمان (عج)وبرshamee

shamee شيعيان و محبين حضرتش تسليت بادshamee

 

امام کاظم (ع):

بهترین عبادت بعد از شناخت خداوند، انتظار فرج است

برای تعجیل در فرجش و عمل به این حدیث نورانی دعای فرج را فراموش نکنیم

 

کاظم، فرو خورنده‌ی خشم و غصب، لقبی بود که درپرتو عفو و گذشت بی‌کران و برد باری و صبر فراوان در برابر نادانان، تو را به آن می‌خواندند. به راستی هم غصب جایگاه بلند شما و ستم‌های آنچنان سترگ، کاظمی اینچنین بزرگ را می‌طلبد!

ای هفتمین چراغ هدایت، ای شمس همیشه فروزان، ای مظلومترین مظلومان زمانه، ای زیبا‌ترین ترانه‌ی غربت!

گویی خورشید پشت ابر بودن و چونان دری در صدف ماندن و چه می‌گویم غربت همیشگی و ناتمام انگار همان ارثی است که از پیامبر اعظم (صلی‌الل ‌علیه‌ و‌آله) و از کوچه‌های خاکی مدینه برای شما مانده است. حدیث مظلومیت ‌تان از سقیفه تا کربلا و شام و از سرزمین فدک آن ارث حقیقی شما تا سیاه چاله‌های زندان هارون دهن به دهن گشت و همچنان باقی بود! و هرچه تاریخ، این دفتر کهنه ی روزگار را ورق می‌زنی، غربت و مظلومیت افزونتر می‌شود و قصه‌ی نا تمام شما حزن انگیز‌تر از قبل!

تمام دیوار‌های تنگ و تاریک زندان را شاهد می‌گیرم که هفت سال میزبانت بودند و زنجیر‌های سنگین و آهنین را هم! تحمل نکردنی بوده است لحظه‌های تو، می‌دانم!! می‌دانم که فرشته‌های عتید و رقیب خوب یادشان مانده است که روزها را روزه می‌گرفتید و شبها را هم به عبادت می‌ایستادید تا صبح همگام! ای سید عابدان و ای فخر صبور مردان!!

آری دینداری همیشه بهای گرانی دارد و اگر نبود ایستادگی و مقاومت در برابر جور و ستم شاید که شما از قاضی ابو یوسف -آن دنیا طلب خود فروخته- حتی بیشتر حرمت داشتید در دربار حکومت جور عباسی و گرامی‌تر بودید نزد هارون خونخوار!

در آن روزهای خفقان و واهمه شیعیان واقعی شما اما هرگز فراموشتان نکرده بودند و در هر فرصتی ابراز می‌کردند ارادتشان را به شما و اظهار می‌کردند، محبت خالصانه شان را به خاندان نبوت و امامت! از قیام شهید فخ و خدمات علی بن یقطین آن نیروی تربیت شده ی شما که در لباس وزارت هارون که بگذریم، آن مالیت هایی که مردم دور از چشم حاکم می‌دادند به شما و آن بیعت‌های مخفیانه، دلیل محکمی بود برای آنکه بفهماند هنوز هم مردمی که حق و حقیقت را می‌جویند، شما امامشان هستید و لا غیر!

و عجب لحظه‌ای بود، لحظه‌ی دیدارتان با هارون در کنار خانه‌ی کعبه. و عجیب‌تر آن جمله‌ای بود که در جواب او فرمودید.
او با آن غرور و خودکامگی همیشگی اش، گفت:تو هستی که مردم پنهانی به تو بیعت کرده‌اند و تو را به پیشوایی بر می ‌گزینند؟!

وقتی که آن جواب تاریخی را می‌خواندم یاد جمله‌های حکیمانه ی مولا (علیه‌السلام) و جوابهای آتشین و بنیان کن حضرت زینب (س) افتادم. انگار تاریخ تکرار شده باشد...

و شما فرمودید:
انا امام القلوب و انت امام الجسوم.
من بردلها و قلبها حکومت می‌کنم و تو بر تنها و بدنها


نوشته شده در دوشنبه ششم تیر 1390ساعت 19:47 توسط سید وحید14،نماز عشق14|

حدود ده سال است که ساکن مجیدیه هستیم و در تمام این مدت با یک خانواده ارمنی همسایه ایم که انسانهای شریفی هستند، حدود یک سال پیش دختر همسایه مبتلا به بیماری ای شد که باعث فلج شدن هر دو پایش گردید. از آن روز مدام مداوا و طبابت و عوض کردن این دکتر و آن دکترشان شروع شد، ولی فایده ای نکرد.. پارسال يه روز (أيام  فاطميه بود ) که مرد همسایه داشت میرفت سر کار من هم از در بیرون میرفتم و باهم روبرو شدیم و پس از سلام و احوالپرسی جویای احوال دخترش شدم. گفت: این همه دکتر متخصص و گران قیمت هیچ تاثیری نداشت و هنوز دخترم قادر به حرکت نیست. 
به او گفتم: میخواهی دکتر متخصصی را به تو معرفی کنم که حتما این درمان از دستش بر میاد؟؟
گفت: اگر چنین کسی هست و فکر میکنی میتونه خوب بگو!
گفتم: ما مسلمونا یه بانوی بزرگواری داریم به اسم حضرت فاطمه زهرا (س) اگر به او متوسل شوی و از او بخواهی مطمئنم مشکلت حل می‌شود. وقتی این را شنید لبخندی زد و سوار ماشینش شد و گفت: از اینهمه دکتر فوق تخصص و متخصص چکاری بر آمد که از توسل بربیاد؟ ولی دوستام چند تا فوق تخصص که تازه از اروپا آمده اند بهم معرفی کردند. سراغ اونها میرم ببینم چکار میکنند، و خداحافظی کرده و رفت.
من هم به دنبال کارم رفتم و دیگر از آنها خبر نداشتم تا اینکه چند هفته بعد به در خانه ما آمد زنگ زد و مرا کار داشت. رفتم دم در و پس از سلام و احوال پرسی جویای حال دخترش شدم. با چشم گریان گفت: بعد از آن روز که باهم صحبت کردیم من سراغ چندین متخصص دیگر رفتم ولی هیچ اثری نکرد. در صف انتظار یکی از متخصصین بودم و دخترم در کنارم خواب بود ، ناگهان یاد حرفهای تو افتادم و در دلم متوسل شدم به همان کسی که گفتی و گفتم: ای خانم بزرگواری که فلانی تو را معرفی کرد و من اسمت را یادم نیست ، من تاجر فرش هستم، نذر میکنم که اگر دخترم را شفا بدهی ، برای تمام صحن های حرمت فرش دستباف هدیه میکنم، در همین حال و هوای خودم بودم که دیدم دخترم مرا تکان میدهد، به خودم آمدم ، دخترم گفت : بابا ببین من راه میرم. اون خانم گفت: بابات از من خواسته که تورو خوب کنم. از جات بلند شو و منو بلند کرد و من تونستم رو پاهام واستم و راه برم. و حالا در حالی که از تو برای معرفی این خانم خیلی ممنونم ، ازت خواهش میکنم آدرس حرمش رو بدی تا من نذرمو ادا کنم.
اینجا دیگه من بودم که زار می‌زدم که ای مرد، تو بی خبری که خانم بزرگ و با کرامت ما زهرای اطهر نه که حرم ندارد بلکه قبر مشخصی هم ندارد.
 
يا رب الزهرا بحق الزهرا اشف صدر الزهرا بظهور الحجه
نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1390ساعت 10:47 توسط سید وحید14،نماز عشق14|

 

خداگرایی در سال های کودکی

روزی که حضرت خدیجه از دنیا رفت، زهرا علیهاالسلام پدر را بغل کرد، به دور پدر چرخید و پرسید: «پدرجان! مادرم کجاست؟» این لحظات که بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بسیار سخت می گذشت؛ چرا که از سویی همسر گران قدر و وفادارش خدیجه را از دست داده بود و از سویی دیگر، رنج بی مادری دردانه‌اش فاطمه زهرا علیهاالسلام را می دید. در این هنگام، جبرئیل، آن پیک الهی نازل شد و فرمود: «یا رسول اللّه ! سلام ما را به فاطمه برسان و به او اطلاع بده که مادرش خدیجه در خانه های بهشتی، با آسیه و مریم زندگی می کند». وقتی حضرت زهرا علیهاالسلام این بشارت را شنید، فرمود: «به درستی که خدا حقیقت اسلام است و از اوست سلام و سلام به سوی اوست». این خداگرایی و خداپرستی فاطمه است که در سال های کودکی و در غم از دست دادن مادر، با سلام بر خدا آرامش را به خویشتن هدیه می کند؛ چون در همه حال رضای او را رضای خود قرار می دهد.

 ازدواج فاطمه با اذن خدا

یکی از آداب پسندیده در اسلام، ازدواج و یکی از آداب پسندیده در ازدواج، مشورت و تبادل افکار پدر با دختر است تا آگاهانه همسر دلخواه خود را برگزیند. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله این اصل تربیتی ـ روانی را به دقت رعایت کرد و آن هنگام که علی علیه السلام به خواستگاری بانوی نمونه اسلام آمد، در ازدواج فاطمه علیهاالسلام با امام علی علیه السلام ، به مشورت و تبادل نظر با دخترش فاطمه روی آورد و فرمود: «پسر عمویت علی از تو خواستگاری نموده است. پاسخ تو چیست؟» فاطمه علیهاالسلام به پدر احترام کرده و فرمود: «نظر شما چه می باشد؟» پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «خدا از آسمان اجازه فرمود». در این هنگام، فاطمه علیهاالسلام در حالی که تبسمی زیبا برلب داشت فرمود: «خشنودم به آن چه خدا و پیامبر او برای من رضایت دادند».

 معامله با خدا در ازای کودکی با نام حسین علیه السلام

در یکی از روزهای بارداری حضرت زهرا علیهاالسلام ، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به دخترش اطلاع داد که «جبرئیل از جنین تو اخباری فرودآورده که در کربلا به شهادت می رسد». فاطمه علیهاالسلام در حالی که در هاله‌ای از غم و اندوه قرار گرفته بود، فرمود: «ای پدر! به چنین کودکی نیاز ندارم». بعد رسول خدا صلی الله علیه و آله ادامه داد: «دخترم! این فرزند تو حسین است و نُه امام معصوم از نسل او پدید می آیند که عامل تداوم و بقای دین خدا هستند». زهرا علیهاالسلام فرمود: «ای رسول خدا! به رضایت خدا راضی شدم». این چنین است که فاطمه، به رضایت خدای خود راضی می شود و حسین علیه السلام پاره جگرش را در راه برقراری و سربلندی و عزت اسلام فدا می کند. او به راحتی درد جانگداز شهادت فرزند را می پذیرد؛ چرا که رضایت و خشنودی خدا در آن نهفته است و هیچ چیز بیش از خشنودی و رضایت خدا برای فاطمه مهم نیست.

 غذای آسمانی برای فاطمه علیهاالسلام

حضرت زهرا

در روزگار قحطی و گرسنگی، بیشتر مردم مدینه با مشکلات فراوان زندگی می کردند و رسول خدا صلی الله علیه و آله سخت گرسنه بود و شب و روز برای رفع مشکل نیازمندان تلاش می کرد و گاه سنگ بر شکم مبارک می بست تا درد گرسنگی قابل تحمل باشد. در روزی از روزهای سخت، آن حضرت صلی الله علیه و آله به در خانه فاطمه آمد و فرمود: «آیا چیزی در منزل برای رفع گرسنگی داری؟» زهرا علیهاالسلام فرمود: «نه». رسول خدا صلی الله علیه و آله بازگشت و زهرا علیهاالسلام دست به دعا برداشت. در این وقت، غذایی معطر و پاکیزه از بهشت آورده شد و زهرا علیهاالسلام غذا را دید و فرمود: «سوگند به خدا، پیامبر را بر خود و دیگران مقّدم می دارم». بعد ظرف غذا را برای پیامبر بُرد. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «این غذا را از کجا آورده ای؟» حضرت پاسخ داد: «فضل و رحمت خداست و به درستی که خدا هرکس را که بخواهد، بدون حساب روزی می دهد».

 یاور علی در اطاعت خدا

پس از ازدواج علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام ، پیامبراسلام صلی الله علیه و آله به خانه آن ها رفت و ابتدا از علی علیه السلام پرسید: «همسرت را چگونه یافتی؟» امام علی علیه السلام پاسخ داد: «در اطاعت کردن خدا خوب یار و یاوری است». آری، این فاطمه است که به همسریِ اَبرمردی بزرگ درآمده، پای در خانه ولایت نهاده، و بهترین یاور همسرش علی در اطاعت از خدای عزّوجّل است. زن و شوهری که هم پایه یکدیگرند و پیامبر صلی الله علیه و آله درباره ازدواج آنها می گوید: «اگر علی نبود، کفو و همسری برای فاطمه پیدا نمی شد» و علی علیه السلام هم در موردش می گوید: «هرگاه به خانه می آمدم و به زهرا نگاه می کردم، تمام غم و غصه هایم برطرف می شد.»

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 8:37 توسط سید وحید14،نماز عشق14|

 

خجسته میلاد فرخنده مولود کعبه ، قرآن ناطق ، مولی الموحدین،

حضرت علی علیه السلام و گراميداشت مقام والاي پدر بر

امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف و دوستداران خاندان

عصمت و طهارت عليهم السلام مبارک باد

عن الامام علی علیه السلام:

« شیعتنا المتباذلون فی ولایتنا ، المتحابّون فی موّدتنا

المتزاورون فی احیاء امرنا، الذین ان غضبوا لم یظلموا
و ان رضوا لم یسرفوا ، برکة علی من جاوروا ،
سلم لمن خالطوا »

حضرت امام علی علیه السلام فرمودند:

شیعیان ما کسانی هستند که در راه ولایت ما
از خود بذل و بخشش نشان می دهند،
و در راه مودت ما همدیگر را دوست دارند .
به جهت زنده نگهداشتن امرما به زیارت یکدیگر می روند.
در حال غضب به کسی ظلم نمی کنند
و در صورت رضا اسراف نمی نمایند ،
برای همسایگان خود مایه برکتند
و با کسانی که معاشرت می کنند
پیام آوران صلح و صفا و صمیمیتند.

کافی / ج۲  / ص ۷۳ / ح ۱

يارب این ماه کدامین مه و امشب چه شب است
که فلک غرق نشاط است، زمین در طربست

شد مگر چشم مه امشب به جمالی روشن
کاین چنین خرم و تابنده و پر خنده لبست

آری از منظره ماه و کواکب پیداست
که شب سیزده ماه شریف رجب است

گوش دل باز کن ای بی‌خبر از عالم غیب
تا منادی دهدت مژده که امشب چه شبست

مژده جبریل امین از عرش برین
که مبارک شب میلاد امیر عرب است

کعبه مانند صدف در دل خود گوهر داشت
گوهری زینت هستی چونان حیدر داشت

یک پیاله ز می اش مست کند عــــالم را
آنکــه اندر قدحش باده ای از کوثر داشت

اسوه تقـوی علی و مظــهر ایمــان علی

عـزت آل پیمـــبر ، عاشــــق جانـان علی

منشاء جود و سخاوت، موج دریای وفا

لعل رخشان ولایت، گوهر تابان علی

منبع مهر و محبت، صاحب لطف و کرم

افتخار شیعیان و آیت الرحمان علی

ای تو کعبه را نگین، یا امیر المؤمنین
ای تو خلقت را پدر، وی خلائق را امین

کن نظر از روی لطف، به تمام پدران
روز سیزده رجب، ای امیر مؤمنان

علی پا به این دنیا گذاشت و قلب عاشقان را محسور کرد. و همگان را با انسانی آشنا کرد که پدر تمامی آفریدگان پروردگارش لقب گرفت

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 11:5 توسط سید وحید14،نماز عشق14|

کوچک که بودی برای داشتن بهترین اسباب بازی های دنیا دعا می کردی.برای خانه ای پر از خوراکی ،برای کمی بیشتر تاپ سواری ...یادت هست؟بزرگ تر که شدی آرزو برایت قبول شدن امتحان و دانشگاه رفتن،کار و در آمد بود.به یاد داری؟ امروز هم... نمی دانم.نمی دانم دنیای آرزوهایت امروز تا کجا فکر می کند و دلداده کدام آیین است،نمی دانم حواس دلت امروز زمام دار چه کسانی است ..تا کجا تقوا دارد و چقدر مهربان است....اما لیلة الرغائب را مراقب آرزوهایت باش...

راه آسمان، خدا، اجابت، بخشش شاید در نظرت سخت بیاید.طولانی. دست نیافتنی. اما امشب که عاشق شوی پیاده هم می شود تمام آن مسیر طولانی را ساده به پایان رساند بی هیچ سخنی از رنج و کم طاقتی بندگان. می شود کوله بار دنیا را هر قدر هم سنگین از شانه هایت پایین بکشی تا دل کوچکت را به بی کران  آسمان گره بزنی، برای ثانیه ای خدا...

امشب از هر کجای این دنیای بزرگ که در بزنی، صاحبخانه برای استقبال می آید. با طبقی از آرزوهایی که می خواهی...امشب ..لیلة الرغائب ...مراقب آرزوهایت باش...

ضیافت اولین شب جمعه رجب، لیلة الرغائب، خواب خیلی ها و آرزوی مردمان بسیاری را تعبیر کرده. به خیال مردمان بسیاری رنگ واقعیت رسانده. خیلی از مردم برای رسیدن به حاجت های خود دست به دامان این شب می شوند، به ضمانت یک سال انتظار...

تا چند سال پیش خیلی از ما این وعده گاه را نمی شناختیم . وعده گاهی که خدا در آن بردبار است به گناهکار ترین بندگان، وعده گاهی که باید امیدوار تر از پیش باشی به استجابت، آنجا که برای هر چه بخواهی مختاری و خدا به تمام آنچه می گویی شنوا تر از پیش منتظر است...

امشب چه سیاه باشی و چه سپید،هر چه قدر که نا امید، هر چه که بخواهی از خدا ،امیدوار باش به اجابت...

امشب اعانت جستن به فضل و کرمش برای آنکه امید دارد، مباح است...

امشب تمام فرشته ها از ثلث شب که بگذرد در میان کعبه به خدا برای بخشش بندگان روزه دار رجب دعا می کنند...

لیلة الرغائب تو مختاری برای انتخاب آنچه می خواهی،برای داشتن گوشه ای از تقدیری که آرزویش داری، برای آنچه می خواهی باشی...  

شاید این شب در آیین های مردم دیگر،در کریسمس، انتظار بودا و روزهای دیگر مردمان دیگر تجلی کوچکی داشته باشد اما مقایسه در رتبه و منزلت،در ارج و بندگی بی حساب پای خودت...

گریزی به اعمال این شب و نیم نگاهی به دعا ها و معانی درد دلت با خدا می ارزد به تجربه حس گوش دادن کسی به تمام آنچه می خواهی ، بیشتر از همیشه و هر روز...می ارزد به یک دل سیر دعا... به لذت گفتن یک طومار آرزو... 

امشب می شود خیلی چیزها از خدا خواست. دنیا و آخرت را، ثروت و تملک را ، بندگی، قدرت، گذشت، آرامش و ... خود خود خود خدا را...

 

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 20:1 توسط سید وحید14،نماز عشق14|


آخرين مطالب
» ویژه میلاد امام زمان (عج)
» تبریک ولادت
» روفائیل؛ فرشته حضرت زهرا
» پیامک تبریک
» گفتار پيامبر در شأن فاطمه زهرا (س) و آينده ايشان
» شهادت امام موسی کاظم (ع)
» بخوانید شاید آتش گرفتید
» خدا در زندگی فاطمه علیهاالسلام
» ولادت امیر لبخند و عشق حضرت علی (ع)
» لیلة‌الرغائب است، مراقب آرزوهایت باش

Design By : Pichak